آیا AQ از ضریب هوشی مهمتر است؟
محققان میگویند طی سه سال آینده، ۱۲۰ میلیون نفر در ۱۲ اقتصاد بزرگ جهان نیاز به کار مجدد خواهند داشت. چون نمیتوانند خود را باشرایط جدید محیط کارشان وقف دهند.
به گزارش مشرق، اگر تا به حال گمان میکردید که IQ یا همان ضریب هوشی میتواند سبب پیشرفت شما در محیط های کاریتان شود در اشتباه بودهاید. محققان و کارشناسان زیادی دریافته اند که برای این پیشرفت صرفا ضریب هوشی کارایی نداشته و می بایست هوش و حواس دیگرمان را تقویت کنیم. اگر بخواهید ارزیابی کنید که چه کسی ممکن است از نردبان شغلی صعود کند، احتمالا از آنها بخواهید تست ضریب هوشی را انجام دهند.
سالها تصور میشد که آزمون سنجش هوش (IQ) که حافظه، تفکر تحلیلی و توانایی ریاضی را اندازهگیری میکند، یکی از بهترین راه ها برای پیش بینی آینده شغلی آینده ما است. اخیراً نیز توجه به هوش هیجانی (EQ افزایش یافته و به طور گستردهای به عنوان مجموعهای از مهارتهای بین فردی، خودتنظیمی و ارتباطی شناخته میشود. EQ اکنون به عنوان یک جعبه ابزار دیده میشود که نقش مهمی در کمک به ما در موفقیت در جنبههای مختلف زندگی ایفا میکند.
بیماریهایی که ضریب هوشی کودک را کاهش میدهد
ضریب هوشی حداقل دارایی مورد نیاز برای کار شما است، اما AQ این است که چگونه با گذشت زمان موفق شوید. AQ به زبان ساده، هوش نحوه مقابله با سختیها و مشکلات و تولید خروجی مثبت از ورودیهای منفی است. ضریب هوشی و هوش هیجانی برای موفقیت شغلی ما مهم هستند. اما امروز، با توسعه فنآوری در نحوه کار ما، مهارتهای لازم برای پیشرفت در بازار کار نیز در حال پیشرفت هستند. با فهمیدن میزان انطباق پذیریتان با AQ، مجموعهای ذهنی از ویژگیهایی که به راحتی از توانایی محوری و شکوفایی در محیطی با تغییرات سریع و مکرر برایتان تعریف میشود.
ضریب هوشی حداقل مورد نیاز برای کار است، اما AQ به این ترتیب است که شما با گذشت زمان موفق خواهید شد. ناتالی فراتو، معاون رئیس جمهور در نیویورک که در هنگام سرمایه گذاری در یک استارتاپ به AQ علاقه مند شد. بعدها یک گفتگویی در این باره ارائه داده است.
فراتو می گوید: AQ فقط توانایی جذب اطلاعات جدید نیست، بلکه توانایی انجام کارهای مرتبط است. کشف دانش منسوخ، غلبه بر چالشها و تلاش آگاهانه برای تغییر. AQ شامل انعطاف پذیری، کنجکاوی، شجاعت، مقاومت و مهارت حل مسئله نیز هست.»
اکنون سوال اینجاست که با تغییر جامعه، آیا هوش مقابله با چالشها AQ میتواند برای موفقیت شغلی مهمتر از ضریب هوشی IQ باشد؟ اگر پاسخ تان مثبت است، چطور باید آن را شناسایی کنیم و آیا راهی وجود دارد که AQ را برای پیشرفت در آینده شغلی خود پرورش دهیم؟
خودتان را تطبیق دهید تا منسوخ نشوید!
براساس مطالعات انجام شده در سال ۲۰۱۹، فناوری رشد زیادی در اقتصادها داشته است و توانسته تا حدودی جایگزین نیروهای کار شود و البته این اختلال ادامه خواهد یافت. به طوری که گفته میشود طی سه سال آینده، ۱۲۰ میلیون نفر در ۱۲ اقتصاد بزرگ جهان ممکن است نیاز به کار مجدد داشته باشند.
هر حرفهای از بانکداری گرفته تا هنر، نیاز به سازگاری و انعطافپذیری دارد. به طور مثال وقتی شما یک حسابدار هستید: ضریب هوشی IQ تان از طریق امتحانات، شما را واجد شرایط برای کار میکند، سپس EQ شما کمک میکند تا با یک مصاحبه کننده ارتباط برقرار کنید، یک کار بیابید و با مشتری و همکاران رابطه برقرار کنید. اما هنگامی که سیستمها تغییر میکنند و یا بخشهای مختلفی از کار به صورت سیستماتیک و با فناوریهای جدید انجام میشود، شما نیاز به AQ دارید تا بتوانید خود را با روشهای جدید و محیط سازگار کنید.
هر سه مورد تا حدودی مکمل یکدیگر هستند، زیرا همه آنها به شما کمک میکنند تا مشکلات را حل کرده و با محیط سازگار شوید. طبق یک نظرسنحجی، بیش از ۶ هزار مدیر اجرایی در سطح جهانی مهارتهای رفتاری را به عنوان حیاتی ترین عامل برای نیروی کار امروز مهم ارزیابی میکنند و مهمترین آنها را "تمایل به انعطاف پذیری، چابکی و سازگاری برای تغییر" بیان کردند.
سایت مشرق تاریخ 20/8/98
بزرگترین دارایی زندگی فریبا نادری
فریبا نادری نوشت:
به گمانم بزرگترین دارایی زندگی آدمیزاد، همین انسانهای اطرافش هستند
همین کسانی که برایت پیغام میگذارند
که اعلام میکنند حواسشان به تو هست
همین کسانی که با دو سه خط پیغام نشان میدهند چقدر دلشان پی تو، دل تو و درد توست…
که چقدر خوب تو را میخوانند
همین افرادی که پیگیرند…که نباشی دلگیرند…
همین آدمهایی که دلتنگت میشوند و بی مقدمه برایت مینویسند
وقتهایی دو سه خط شعر میفرستند
که بدانی خودت… وجودت… خوب بودن حال و احوالت برای کسی مهم است…
آدمیزاد چه دلخوش میشود گاهی، با همین دو سه خط نوشته…دو سه خط پیغام، از کسی حتی آن سر دنیا…
حس شیرینیست که بدانی بودنت برای کسی اهمیت دارد، نبودنت کسی را غمگین میکند…
خواستم بگویم که چقدر این داراییهای زندگیمان
این انسانها، برایمان پُرارزشاند
و چقدر خوب است که داریمشان.
ویلموتس باید بداند
به گزارش "ورزش سه" ، در تیم ویلموتس تا امروز نشانه های مثبت زیادی دیده شده اما یکی از نشانه های نگران کننده این است که به نظر می رسد این مربی، سطح رقابت در فوتبال آسیا یا دست کم سطح رقابت در این مرحله از رقابت های مقدماتی جام جهانی را پایین تر از واقعیت کیفی این رقابت ها بررسی کرده و این چیزی است که می توان از تغییرات غافلگیرکننده لیست تیم ملی در اردوی اخیر و همینطور ترکیب بازی با بحرین فهمید.
مهدی ترابی و جهانبخش بازیکنانی هستند که در 4 سال اخیر، در اغلب یا شاید تمام اردوها و مسابقات بزرگ، در فهرست تیم ملی بودند و ناگهان در آستانه اولین بازی بزرگ دور اول مقدماتی جام جهانی، بیرون از فهرست نهایی ماندند. مسئله این نیست که ادعا کنیم محبی نباید دعوت می شده یا ترابی و جهانبخش باید در هر شرایطی در فهرست سرمربی تیم ملی باشند اما اینکه در بازی با بحرین، محبی دومین بازی ملی خود را با حضور در ترکیب اصلی انجام دهد و در نیمه دوم نیروهای متنوعی روی نیمکت برای تقویت کناره های خط میانی نداشته باشیم، نشان می دهد که ویلموتس چندان نگرانی فنی بابت این شوک بزرگ در پست وینگرها نداشته و فکر می کرده که بدون ترابی و جهانبخش هم می تواند در منامه نتیجه خوبی بگیرد.
به طور خاص در مورد محبی، مسئله بر سر زمانبندی تبدیل شدن او به یکی از نیروهای اصلی تیم ملی است؛ نه تحلیل کیفیت فنی این بازیکن مستعد. جالب است که همین تم مورد بحث، در شروع کار استراماچونی و تا حدودی شروع کار کالدرون هم دیده شده است. بازی انتحاری استقلال در دقایق پایانی مسابقه هفته اول لیگ مقابل ماشین سازی، زمانی که مهاجم ماشین سازی در نیمه زمین خودی به فضای پشت مدافع میانی استقلال رسید و از 50 متری گلر این تیم تک به تک شد و گل زد؛ همینطور مصاحبه آتشین بعد از بازی استراماچونی نشان داد که او خود را برای یک برد آسان آماده کرده بود. پس از این بازی، ما هم در شکل بازی و هم در واکنش های مربی ایتالیایی، اعتدال بیشتری دیدیم و قبل از بازی با ذوب آهن، از او شنیدیم که از لیگ ایران به عنوان یکی از رقابتی ترین لیگ های آسیا یاد می کند.
در مورد تیم ملی: مارک ویلموتس یک مربی با فلسفه فوتبال هجومی است اما چند ماه طول کشید تا اولین بازی رسمی دشوار خود را در آسیا تجربه کند. او پیش تر مقابل کره جنوبی قرار گرفته بود، اما در یک بازی دوستانه. به نظر می رسد باخت به بحرین که در آن هم نشانه های نگران کننده دیدیم و هم نکات امیدوارکننده؛ تجربه مناسبی برای ویلموتس باشد از نظر سنجش سطح رقابت در بازیهای ملی آسیا. ایران قطعا از بحرین تیم قویتری است اما این دلیل نمی شود که همیشه به راحتی و با سورپرایزهای مختلف، بتوانیم آنها را شکست دهیم. حتی در جام ملتهای 2019 آسیا، عمان که نیروی انسانی و سطح کیفی پایین تری نسبت به بحرین دارد، می توانست ایران یا قدرت های کلاسیک دیگر آسیا را غافلگیر کند. پنالتی دقایق ابتدایی عمان به ایران را به یاد بیاورید.
سطح رقابت در بازیهای ملی و همینطور لیگ قهرمانان آسیا، در سالهای اخیر نزدیک تر و مسابقات، رقابتی تر شده اند. این واقعیت را حالا ویلموتس هم به خوبی درک کرده؛ مربی تیم ملی ایران که امیدواریم تا جام جهانی 2022 با موفقیت پیش برود.
پژمان راهبر سایت ورزش سه چهارشنبه 24/7/98
اما تفسیر اینجانب بدین شرح است:
وقتی طلسمی چندین ساله آنهم با دفاع سیستمی وش در منامه از پس بحرین برنیامدیم ،ویلموتس و مشاورانش باید این موضوع را بعنوان یک احتیاط و دید می نگریستند. و ترکیب مجرب تری را بزمین می فرستاد. حتی یک تساوی مانند عراق هم ما را براحتی در کورس قرار میداد. نه اینکه باید از بحرین می ترسیدیم بلکه باید جانب احتیاط را از دست نمی دادیم. جو بعضی ورزشگاهها برای ما سنگین است لذا باید بازیکنان آبدیده تر و مجرب تر را وارد این بازیها کنیم. نیمه دوم باید شجاعی را وارد زمین می کردیم. تا بار کاپیتانی بر دوش احسان سنگینی نمی کرد و پنالتی را با یک کارت زرد و استپ بچه گانه تقدیم حریف نمی کرد.
اما ویلموتس شکست را در ابتدای راه سخت دید و این را به فال نیک می گیریم. که رقبا را دست کم نگیرید.حتی هنگ کنگ و کامبوج را. اگر من به جای ویلموتس بودم در بازی با کامبوج به جوانها بازی میدادم نظیر همین محبی و. و به بازیکنان اصلی استراحت میدادم و برای بازی با بحرین با شرایط شرجی و گرما و جو سنگین و.نگه میداشتم. ترابی و جهانبخش نامشان هم برای رقبا ترسناک است، نمیدانم چرا؟ آقای هاشمیان از شما توقع بیشتری داریم. چیزی مهمی روی نداده که ماتم بگیریم، با یک تساوی در عراق و شکست انها در تهران هم چیز حل می شود. اگر می خواهیم به جام جهانی برویم و نتوانیم عراق و بحرین را شکست دهیم در دور دو که رقبای اصلی وجود دارند نظیر کره جنوبی استرالیا قطر عربستان وژاپن و. چه باید بکنیم .
واما نکته پایانی چرا بازیکنان و مربیان ما از شکست مقابل ژاپن درس نمی گیرند؟ داور کدام سوت را زده که تا حالا برگردانده؟ اگر بجای داور بازی ایران بحرین بودم حاج صفی و سردار را اخراج می کردم. کار بازی کن بازی کردن است و این موارد به مربیان و. ربط دارد چند بار باید ضربه بخوریم که درس بگیریم؟ احسان جان! بازیهای تو نزدیک صد بازی ملی است تو چرا؟ تو کاپیتان تیمی. کاپیتانی صرفا به مسایل فنی نیست . مدیریت بازی و بازیکنان جوان نیز با توست از سید جلال باید یاد می گرفتی عزیز.
و اما مردم بحرین مردم نجیبی هستند و دوستشان داشته و داریم ولی برخی بازیکن نماهای نا آگاه تیم بحرین که معلوم نیست از چه و که و کجا تغذیه می شوند ، بی احترامی به سرود تیم ملی هر کشوری در واقع بی حرمتی به کشور خودتان است و سطح فرهنگتان را نشان میدهد. این بازیها همانند هزاران بازی دیگر درسراسر دنیا تمام می شوند ولی بی اخلاقی شما در خاطر جهانیان و ایرانیان هرگز. چگونه رویت می شود در آزادی حضور داشته باشی ؟ بیا و عظمت و شکوه و فر و فرهنگ ایرانیان را مانند گذشته تماشا کن تا شرمنده و سرافکنده خارج شوی. حتی اگر نتیجه بازی را هم ببرید که بعید است، ولی پیروز همیشگی اخلاق و فرهنگ و اصالت و نجابت ماییم. بازیها برای دوستی است نه دشمنی، برای شادی و شادابی و نشاط جامعه جهانی است که نفرتها و کدورتها و. کم شود نه این کاری که توکردی. بیا درخت دوستی بنشانیم . همسایه های جنوبی خلیج همیشه فارس، دوستتان داریم.
سرانجام بعد از کش و قوس های فراوان، اولین حضور رسمی بانوان در بازی روز پنجشنبه مورخ 98/7/ در بازی مقدماتی جام جهانی بین ایران و کامبوج که با نتیجه 14 بر صفر به نفع ایران تمام شد را به فال نیک می گیریم. این تابو سرانجام شکسته شد. و دیدیم که هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاد. اگر ن و خانواده ها در ورزشگا هها حضور داشته باشند، شاید خیلی از این بی و بد اخلاقی ها ی بعضی تماشگر نماها و بازیکنان بی جنبه، کاهش یابد و در مجموع به نفع ورزش کشور تمام شود. در حال حاضر دلنگرانی های فراوانی برای حضور جوانان از سوی خانواده ها برای حضور در ورزشگاهها وجود دارد. شاید با حضور ن و خانواده ها این نگرانیها، کاهش داشته باشد. در اکثر بازیها در رشته های مختلف، جای خالی تماشاگران در ورزشگاهها بوفور بچشم می خورد. واین عدم حضور، شوق و شور و تشویق جوانان در ورزشگاهها را برای فعالیتهای ورزشی کاهش داده . اگر خانواده ها با ورزشگاهها آشتی کنند، در افزایش شادی و نشاط جامعه نیز موثر است پس بیایید با کمک هم تا می توانیم جوانان را به ورزشگاهها بکشانیم . از طرفی جوامع ورزشی دنیا نیز این را از ما می خواهند و در فوتبال تبادلات مالی ما را منوط به حضور بانوان در ورزشگاهها نموده اند و ما این را توفیق اجباری میدانیم . چه خوبست بسترهای اجتماعی ایرانی اسلامی ورزشگاهها جوری آماده شود که خانواده ها با هم به تماشای بازیها برویم. وقتی دنیا مفاهیم فرهنگ و تمدن را نمی دانست ما ایرانیها متمدن و با فر و فرهنگ بوده ایم بیایید با همین فرهنگ اصیل و ایرانی و اسلامی یکبار دیگر بدنیا نشان دهیم که از چه فرهنگ غنیی برخوردار بوده و هستیم. بانوان محترم نیز حالا که در ورزشگاهها حداقل در بازیهای رسمی بروی انها باز شده طوری همدیگر را یاری کنیم که حضورشان در لیگ های داخلی نیز آغازشود و بدنبال آن حضور بصورت خانوادگی نیز رسمی شود.
درهفته اول شهریور هرسال به مناسبت هفته دولت عملکرد دستگاههای برتر در شاخص های مختلف اعلام و رتبه هر دستگاه مشخص می شود و به واسطه تعریفی که از قبل شده در دسته های نظیر خیلی خوب و خوب و متوسط و ضعیف دسته بندی می شوند و بدین دلیل طبق قانون خدمات کشوری پاداشی برای هر گروه برای هر دستگاه در نظر گرفته می شود. هدف مشخص این طرح طبق قانون مربوطه بهبود عملکرد ادارات می باشد و نشات گرفته از روح بزرگ و هدف والای خدمت رسانی حداکثری به مردم ، شهید رجایی، که مصداق کامل وقف خود برای مردم و انقلاب بود،می باشد. شاخص هایی که تعریف شده و هر ساله نیز مورد بازنگری قرار می گیرند، نسبتا خوب هستند. روال اینگونه است که در زمستان هر سال دستگاههای اجرایی طبق شاخص ها ، نسبت به بارگذاری مستندات مربوطه اقدام می کنند. و به دستگاههای بالا دستی خود می فرستند و بعد از بررسی اولیه و تکمیل گزارشات و مستندات در ابتدای سال توسط وزارتخانه ها برای سازمان برنامه ریزی کل کشور جهت بررسی ارسال می گردند و جهت صحت سنجی وبررسی نهایی به سازمان برنامه ریزی هر استان می فرستند. سازمان مدیریت ابتدا بررسی مقدماتی انجام و امتیاز های اولیه را اعلام می نماید و به دستگاهها فرصت چند روزه می دهد که چنانچه مستندات جدیدی دارند ارایه، تا مجد بررسی گردند. و در نهایت بعد از فرصت داده شده امتیازها را جمع بندی و طی جلسات مدیریتی با حضور مدیر سازمان مدیریت و استانداری و. برخی امتیازهایی که قانون به آنها اجازه داده، نهایی می کنند و در نهایت رتبه هر دستگاه معلوم می شود. و نتیجه نهایی در هفته دولت طی مراسمی به همین نام، اعلام می گردد. و معمولا عموم دستگاهها رتبه خیلی خوب و خوب و متوسط می گیرند به ندرت دستگاهی نمره ضعیف می گیرد. سوال اینجاست وقتی عموم دستگاهها خوبند پس چرا نیتی اربابان رجوع از دستگاهها زیاد وجود دارد؟ در حالیکه طبق نتایج جشنواره شهید رجایی عموما خوبند پس رضایت نسبی مردم هم از دستگاهها باید فراهم باشد. چون اینجانب از دور دستی بر این آتش داشته ام دلایلش را اینگونه میدانم: اولا تعدادی از شاخص های اختصاصی برخی دستگاها آنقدر حداقلی در نظر گرفته می شوند طبق روال و حتی بخوابند هم قابل وصول هستند. و در این مورد هم شایدکارشناسان سازمان مدیریت بعضا خیلی تخصص لازم مرتبط را ندارند یا خیلی دقت نمی کنند و براحتی با مستندات ساختگی و چند شکل و نمودار قانع می شوند و امتیاز لازم را می دهند در حالیکه با بازدید و یا پرس و جو از متخصصین ذیربط، قابل کنترل است، ثانیا متاسفانه برخی دستگاهها در شاخص هایی که خط کش دقیقی وجود ندارد و یا خیلی قابل کنترل نیستند، مستند سازی غیر واقعی می کنند. بعنوان مثال درصد رضایت ارباب رجوع و یا شاخص هایی از این دست.اطلاعات و آمار و شکل رنگی و . می سازند و بخورد سازمان مدیریت میدهند. و کارشناسان سازمان مدیریت نیز کنترل این همه دستگاه و تطابق مستندات با واقعیت برایشان خیلی سخت و وقت گیر است.لذا هر دستگاهی که خوب بتواند آمار و مستندات واقعی و یا ساختگی و غیر واقعی را بسازد رتبه اش در جشنواره خوب می شود و بالعکس. لذا توصیه من این است که سازمان مدیریت زمان رسیدگی را برای خودش، بیشتر در نظر بگیرد و با مراجعه حضوری محسوس و نامحسوس به دستگاهها در طول سال آمار و اعداد و عملکرد واقعی را کشف کنند و به صرف خود اظهاری دستگاهها و آمار و نمودار و شکل و اعداد ساختگی و غیر ساختگی امتیاز ندهند. تا هم در حق دستگاهی اجحاف نشود و همچنین بهبود مستمر عملکرد دستگاهها و رضایت مردم از دولت و در نهایت از نظام روز به روز در پی داشته و بیشتر شود. شایان ذکر است موارد ساختگی برای خیلی از دستگاهها صدق نمی کند و در برخی از ادارات که مدیرانشان ضعیف هستند و می خواهند ضعفشان نزد مردم و مدیران بالادستی اشان کتمان و پوشیده بماند تا عمر مدیریتشان زیاد شود ، دست به این عمل غیر اخلاقی و غیرشرعی میزنند. چنانچه سازمان مدیریت به این عمل غیر اخلاقی پی ببرد با شدت با مدیران این دستگاهها باید برخورد کنند و حقیقتا این نوع مدیران شایستگی و صلاحیت و لیاقت مدیریت بر صندلیهاییکه انقلاب و مردم ، برای هر کدامشان دهها شهید اهدا نموده اند، ندارند و ماندنشان در پستها خیانت است به خون شهیدان و مردم.
خاطره ایکه میخواهم تشریح کنم به نقل از مدیریست که بعد از سالها مدیریت، برکنار شده بود. ایشان می گفت در حال نقل و انتقال میز اداری و وسایل از اتاق قبل از پست قبلی به جای جدید بودم. صورتجلسه ای را برای امضای من از کارهای قبلی آوردند، هنوز مستقر نشده بودم ،گفتم بماند میخوانم امضا میزنم و می آورم. صورتجلسه را خواندم و مشاهده نمودم که برخی مطالبی که نوشته بودند،در جلسه مطرح نشده بود.چون دیر شده بود، فردا صورتجلسه را بردم سراغ مدیر مربوطه و گفتم این دو مورد در جلسه مطرح نشده، ایشان گفتند اتفاقا الان باتفاق رییس اداره و . به یک دستگاه نظارتی مراجعه نموده ایم بابت این موضوع، اتفاقا ذیحساب هم حضور داشت گفتم پس مواظب باشید گیر دستگاه نظارتی مذکور نیفتیم. گفت بماند خودم با مدیر صحبت می کنم که این بند را از صورتجلسه حذف کنیم. چند روز بعد صورتجلسه بدون امضای من اعلام شد. سه چهار روز بعد دفتر مدیر زنگ زد گفت تشریف بیاورید جلسه . حاضر شدم و رفتم جلسه. از در که وارد شدم همانند یک قاتل و جانی به من نگاه می کردند. چشمهای قرمز و خونی جواب سلامم را هم بسختی بعضیشان با تکان دادن کله جواب دادند. رییس جلسه گفت چرا صورتجلسه را امضا نزدید؟ لازم به توضیح است موضوع صورتجلسه در ارتباط با وضعیت استخدامی دو نفر از اعضای مورد وثوق و همباند رییس بود که در جلسه حضور داشتند. دلایل را توضیح دادم و گفتم قرار براین بوده موضوعاتی که در جلسه مطرح نشده در صورتجلسه ننویسیم. ودرضمن قراربوده صورتجلسه اصلاح شود که نشده است. با زبان بی زبانی عذر خواهی کردند و برای آن دو نفر نیز رفع سوئ تفاهم شد. چون فکر خام کرده بودندکه من گزارش تخلف را به دستگاه نظارتی داده بودم در حالیکه قبل از اینکه اصلا جلسه ای گذاشته شود تخلفشان به بیرون گزارش شده بود. و از طرفی من برای تثبیت استخدامی نه تنها این دو نفر بلکه برای خیلی از کارمندان پیگیری زیادی کرده بودم. بعد به دفتر رییس رفتم و گفتم چرا منو در جلسه بعنوان بازخواست خواستید اگر بحثی داشتید شخصی منو به دفتر تان می خواستید یکبار دیگر عذر خواهی کرد و گفت خوب شد در جلسه آمدی و صحبت کردی چون خیلی تهمتها بر علیه شما قبل از حضورتان در جلسه مطرح شد. البته من موضوع را بخدا واگذار کردم چون بعدا هم از این موارد به من تهمت زدند که خوشبختانه یکی پس از دیگری مشخص میشد که تهمت است ولی برای عذر خواهی رویشان نمیشد حضوری بیایند. عواقب تهمت زنندگان را در احادیث و فرمایشات بزرگان دین زیاد شنیده ایم ولی درس نمیگیریم چون کسی نمی آید بگوید چون من تهمت زدم این مکافات دنیایی نصیبم شد و اصلا شاید متوجه هم نشود. خود میداند ولی بر زبان نمی آورد چون رسوا می شود. تازه این موضوع مختصر دنیایی است،آخرتیش قطعا خواهد ماند. پس بیایید تا موضوعی را کاملا بررسی نکردیم و مستندات و دلایل محکم عینی نداشته باشیم به کسی تهمت نزنیم و قبل از تهمت زدن با شخص مورد نظر صحبت کنیم شاید سوئ تفاهمی بیش نباشد. اگر هم اتفاق افتاده بود، شاید شجاعت داشت و عذر خواهی کرد که باید ببخشیمش واگر هم واقعیت نداشت ما باید عذر خواهی کنیم و حلالواری بطلبیم. ایام محرم و صفر است بیایید با خودمان خلوت کنیم و یک تسویه حساب شخصی با خودمان داشته باشیم و توبه کنیم تا خودمان و جامعه امان اصلاح شوند. پس مواظب حرف و نیات و عمل خودمان باشیم چون دست خالی متولد شده ایم و دست خالی هم خواهیم رفت. پستها، مقامها، مال و دارایی و. بدردآخرتمان نخواهد خورد.
درباره این سایت